منابع علوم ائمه علیهم السلام.

آيا اين درست است که خداوند وقايعی را که براي ائمه پيش مي آيند و کارهايي که بايد انجام دهند آن ها را نوشته و در صندوقي گذاشته و هر امام بعد از مرگ آن را به امام ديگر انتقال مي دهد اگر هست آيا اين با اختيار تضاد ندارد چون قبلا همه چيز معين شده است؟

اين سئوال با توجه به اينکه در ابتدا آگاهي در مورد وقايع و امور عالم و منبع آن را مورد نظر قرار داده و سپس از انتقال اين علم و آگاهي با در نظر گرفتن چيستي آن ـ صندوقي محتوي نوشتار خداوند ـ از امامي به امام ديگر سخن به ميان آورده و در پايان تضاد علم امام را با اختيار او در عمل مورد پرسش قرار داده است، در واقع ناظر به 3 موضوع است:

ادامه نوشته

ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ تمامي علوم را مي دانند.

آيا ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ تمامي علوم را مي دانستند؟ اگر جواب مثبت است پس چرا حضرت علي ـ عليه السلام ـ براي امر ازدواج از برادرش عقيل که نسب شناس بود کمک گرفت يا هنگام شهادت امير المومنين ـ عليه السلام ـ و در بستر، امام حسن و امام حسين ـ عليهما السلام ـ طبيبي را براي مداواي آن حضرت حاضر کردند مگر ائمه ـ عليهم السلام ـ علم نسب شناسي يا طبابت نمي دانستند؟
ادامه نوشته

روايت «إنى تارك فيكم خليفتين» با سند معتبر در منابع اهل سنت

آيا روايت «إنى تارك فيكم خليفتين» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟

اين روايت با تعبيرات گوناگون؛‌ از جمله : «إِنِّي تَرَكْتُ فِيكُمُ الْخَلِيفَتَيْنِ كَامِلَتَيْنِ»؛ «إني قد تَرَكْتُ فِيكُمْ خَلِيفَتَيْنِ» ؛ «إني تارك فيكم الخليفتين» ؛ «انى تَارِكٌ فِيكُمْ خَلِيفَتَيْنِ» در منابع اهل سنت با سند‌ معتبر نقل شده است.

ادامه نوشته